جایی برای بازگشت
صد بار اگر توبه شکستی باز آی
 
 

گناه

در قرآن با واژه‌های گوناگونی از گناه یاد شده است: ذنب، اثم، سیئه، معصیت، خطیئه، جرم، منکر، فاحشه، شر و….

خداوند در یک جا از قول گناهکاران بیان می‌دارد: «… وَیَقُولُونَ یَا وَیْلَتَنَا مَالِ هَذَا الْكِتَابِ لَا یُغَادِرُ صَغِیرَةً وَلَا كَبِیرَةً إِلَّا أَحْصَاهَا ؛ به او می‌گویند: ای وای بر ما! این چه نامه‌ای است که هیچ [کار] کوچک و بزرگی را فرو نگذاشته ، جز این که همه را به حساب آورده است .» (سوره کهف، آیه 49)

روایات بسیاری نیز این تقسیم بندی را بیان داشته‌اند و فرموده‌اند:انجام دهنده گناهان کبیره به دوزخ می‌رود.1

گناهان بدنی و جسمی، گناهانی هستند که انسان با یکی از اعضای بدن آن را انجام می‌دهد. مثل: غیبت، زنا ، دزدی، فحاشی و… و گناهان غیر بدنی آنهایی هستند که آدمی در دل و ضمیر خود آنها را انجام می‌دهد. مثل: حسد، کینه، بخل و….

تعدادی از علما و اساتید اخلاق گناهان کبیره را تا چهل مورد برشمرده‌اند.2 لیکن در بعضی موارد و مواقع گناهان صغیره به گناهان کبیره تبدیل می شود و گناه انسان سنگین‌تر می‌شود و حکم همان گناهان کبیره را دارد.مثلاً: اصرار بر گناه صغیره،کوچک شمردن گناه،تظاهر به گناه،خشنودی از گناه و مغرور شدن به ستر الهی.

 

آثار گناه

1. مانع معرفت است

یکی از موانع معرفت، گناه است که بر عقل و فطرت تأثیر گذاشته و باعث انحراف از حق و ظرافت‌های خلقت می‌گردد. «وَلَـكِن قَسَتْ قُلُوبُهُمْ وَزَیَّنَ لَهُمُ الشَّیْطَانُ مَا كَانُواْ یَعْمَلُونَ ؛ ولی دل‌هایشان سخت شده و شیطان آنچه را انجام می‌دادند برایشان آراسته است».(سوره انعام، آیه 43)

امام صادق (علیه السلام) می‌فرماید:«اذا اذنب الرجل خرج فی قلبه نکتةسوداء فان تاب انمحت و ان زاد زادت حتی تغلب علی قلبه فلا یفلح بعدها ابداً؛ هنگامی که انسان گناه می‌کند، نکته سیاهی در قلب او پیدا می‌شود، اگر توبه کند محو می‌گردد و اگر بر گناه بیفزاید زیادتر می‌شود تا تمام قلبش را فرا گیرد و بعد از آن هرگز روی رستگاری را نخواهد دید».3

 

2. مانع استجابت دعاست

یکی از عوامل مهمی که باعث می‌گردد ارتباط بنده با خدا قطع گردد و توفیق دعا خواندن واستجابت از او گرفته شود، انجام دادن گناه است.

در دعای کمیل می‌خوانیم: «اللهم اغفرلی الذنوب التی تحبس الدعا ؛ خدایا! بیامرز گناهانی را که از دعا جلوگیری می‌کنند».

 

                                     

و باز حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «المعصیة تمنع الاجابة ؛ گناه از اجابت دعا جلوگیری می‌کند.»4

حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل می‌فرماید: «اللهم اغفر لی الذنوب الّتی تغیر النعم؛ خدایا! بیامرز گناهانی را که باعث تغییر نعمت‌ها می‌شوند»

3. مانع آرامش خاطر است

گناه

آدمی بدنبال سعادت است، هر چیزی که آسایش و آرامش او را بهم بزند، مانع کسب سعادت می شود. آرامش و آسایش خاطر تنها در سایه ایمان به خدا و توجه به او و بی‌توجهی به دنیا بدست می آید.

انسان وقتی گناهی مرتکب می‌شود، وجدان اخلاقی او را مورد ملامت و سرزنش قرار می‌دهد و با ضربات پی‌گیر خود بر روح و فطرت، آرامش روحی را از صاحب آن می‌گیرد که قرآن نام آن را«نفس لوّامه» می‌گذارد. پشیمانی و ندامت که از تلاش و کوشش همین نفس حاصل می‌شود، آرامش خاطر را از گنهکار می‌گیرد.

حضرت علی(علیه السلام) می‌فرماید:«و من لم یعدل نفسه عن الشّهوات خاض فی الحسرات و سبح فیها؛ کسی که خود را از شهوات سرزنش نکند در دریای حسرت و اندوه در افتد و در آنها دست و پا زند».5

و همچنین آن حضرت می‌فرماید:«و کم من شهوة ساعة قداورثت حزناً طویلاً؛ چه بسا یک ساعت لذت مایه اندوه و غصه دراز مدت می‌گردد».6

 

4. مانع شرم و حیاست

اگر غرایز طغیان کند، پرده شرم و حیا دریده می‌شود و انسان بدون شرم و حیا و بی‌باک از رسوایی و تنفر عمومی، به موجودی خطرناک تبدیل می‌شود.

فضائل اخلاقی کنترل کننده انسان و دور کننده او از گناه است، فرد گناهکار با انجام پی در پی گناه، فضائل را یک به یک از دست می‌دهد و به شخص بی‌شخصیت و لا ابالی تبدیل می‌گردد. حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل می فرماید:«اللهم اغفرلی الذنوب التی تهتک العصم؛ خدایا! بیامرز گناهانی که پرده‌ها را می‌درد».

 

لطف حـق با تـو مـداراها کـند

 

   چون که از حد بگذرد رسوا کند

 

امام سجاد (علیه السلام) در حدیثی گناهانی که پرده دری می‌کنند را اینگونه برشمارد:

«الذنوب التی تهتک العصم:شرب الخمر…؛ شراب خواری، قماربازی، گفتن سخنان لغو و بیهود برای خنداندن دیگران، گفتن عیب دیگران و همنشینی با مردم بدنام و… از گناهانی است که پرده دری می‌کنند».7

 

5. مانع طول عمر می‌شود

اگر چه مرگ در اختیار انسان نیست، لیکن اعمال ما در طولانی شدن یا کوتاه شدن عمر ما دخالت دارند؛ یعنی اعمال و رفتار ما در زندگی ما تأثیر می‌گذارند.

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «اعوذ باللّه من الذنوب الّتی تعجّل الفناء؛ از گناهانی که در نابودی شتاب می‌کنند به خدا پناه می‌برم».8

بعضی کارها از قبیل: قطع رحم، قسم دروغ، سخنان دروغ، آزردن پدر و مادر و… عمر را کوتاه و کارهایی از قبیل: صدقه پنهانی، نیکی به پدر و مادر و صله رحم و… عمر را طولانی می‌کنند.

حضرت علی (علیه السلام) می‌فرماید: «اعوذ باللّه من الذنوب الّتی تعجّل الفناء؛ از گناهانی که در نابودی شتاب می‌کنند به خدا پناه می‌برم»

6. باعث تغییر نعمت می‌شود

حضرت علی (علیه السلام) در دعای کمیل می‌فرماید:

«اللهم اغفر لی الذنوب الّتی تغیر النعم؛ خدایا! بیامرز گناهانی را که باعث تغییر نعمت‌ها می‌شوند».

یکی از حقایقی که آیات قرآن از آنها پرده برداشته، ارتباط میان اعمال ما و حوادث و اتفاقاتی است که در خارج رخ می‌دهد. اگر ملتی به گناه آلوده شود، خداوند نعمت‌ها را یا به نقمت تبدیل می‌کند و یا آنها را از آن ملت می‌گیرد.

سبک شمردن گناه

آیات قرآن و روایات معصومین ـ علیهم السلام ـ گرفتن نعمت را به گناه بندگان نسبت می‌دهند، خداوند می‌فرماید: «أَوَ لَمْ یَسِیرُوا فِی الْأَرْضِ فَیَنظُرُوا كَیْفَ كَانَ عَاقِبَةُ الَّذِینَ كَانُوا مِن قَبْلِهِمْ كَانُوا هُمْ أَشَدَّ مِنْهُمْ قُوَّةً وَآثَارًا فِی الْأَرْضِ فَأَخَذَهُمُ اللَّهُ بِذُنُوبِهِمْ ؛ آیا در زمین گردش نمی‌کنید تا بنگرید که چگونه بود سرانجام کسانی که پیش از ایشان بودند و نیرو و آثارشان در زمین بیش از اینها بود و خدا آنها را به گناهانشان برگرفت».(سوره غافر، آیه 21)

و امام صادق (علیه السلام) می فرماید: «و ما انعم اللّه علی عبد نعمة فسلبها ایاه حتی یذنب ذنباً یستحق بذلک السَّلب؛ خداوند نعمتی به بنده‌ای نداده تا از او بگیرد،جز آنکه گناهی انجام دهد که به سبب آن، نعمت از او گرفته شود.»9

حضرت علی(علیه السلام) می فرماید: «ما جفت الدموع الاّ لقسوة القلوب و ما قست القلوب الالکثرة الذنوب؛ اشک چشم‌ها نخشکید مگر به خاطر قساوت دل‌ها و دل‌ها سخت نشد، مگر بخاطر گناهان».10

 

آثار گناه بر جسم

امام صادق (علیه السلام) : هیچ رگی نزند و پائی به سنگ نخورد و سر درد و مرضی پیش نیاید مگر به جهت گناهی که انسان مرتکب شده و برای همین است که خدای عزوجل در قرآن میفرماید : هر مصیبتی که به شما می رسد برای کاری است که به دست خود کرده اید و خدا از بسیاری ( از معصیت ها ) هم گذشت میکند ( سوره شوری ، آیه 30 )

سپس امام (علیه السلام) فرمودند : آنچه خدا از آن می گذرد از آنچه از آن مواخذه میکند بیشتر است. ( شرح : یعنی آن گناهانی که خدا از آن می گذرد بیشتر است از آن گناهانی که خدا بوسیله آن گناه عذاب می کند .) (اصول کافی ، جلد 3 صفحه 370)

 

نتیجه گیری :

نکته آخر این که رفتار و گفتار و نیات انسان دارای پیامدی است که یا در این دنیا و یا در جهان آخرت دامنگیر انسان می‌شود.

 

بخش دین تبیان





نوع مطلب : اخلاق، دینی، 
برچسب ها :

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 6 اردیبهشت 1390 :: توسط : محمد علی جعفرزاده

بی تــو اینجــا همـــــــه در حـبــس ابــد تبــعیدند

سالها ، هجری و شمسی ، همه بی خورشیدند

غـــــرق دریــــای تو بودنـــد ولــــی ماهــــــــی وار

بازهـــــــم نام و نشــــــان تو زهــــــــم پرســـیدند

ســـــیـر تقویم جــلالی به جمال تو خوش اســــت

فصـــــل ها را هـمـــــــه با فاصــــــله ات سنجیدند

تـــــو بیـــایی همـــــــــه ســــاعـــتها ، ثانیـــــه ها

از هـــمین روز ، هــــمین لحظه ، هـــمین دم عیدند 







نوع مطلب : شعر مذهبی، 
برچسب ها : عید ظهور نزدیک است، حـبــس ابــد، ماهــــــــی،

ارسال شده در تاریخ : جمعه 27 اسفند 1389 :: توسط : محمد علی جعفرزاده


«این  صدای  تپش  قلبم  نیست

درحسینهء دل سینه زنی ست»

   

عصر یک جمعهء دلگیر، دلم گفت بگویم بنویسم که چرا عشق به انسان نرسیده است؟چرا آب به گلدان نرسیده است؟چرا لحظهء باران نرسیده است؟ وهر کس که در این خشکی دوران به لبش جان نرسیده است، به ایمان نرسیده است و غم عشق به پایان نرسیده است. بگو حافظ دلخسته زشیراز بیاید بنویسد که هنوزم که هنوز است چرا یوسف گمگشته به کنعان نرسیده است ؟چرا کلبه احزان به گلستان نرسیده است؟دل عشق ترک خورد، گل زخم نمک خورد، زمین مرد، زمان بر سر دوشش غم و اندوه به انبوه فقط برد،فقط برد، زمین مرد، زمین مرد ،خداوند گواه است،دلم چشم به راه است، و در حسرت یک پلک نگاه است، ولی حیف نصیبم فقط آه است و همین آه خدایا برسد کاش به جایی، برسد کاش صدایم به صدایی...

عصر این جمعه دلگیر وجود تو کنار دل هر بیدل آشفته شود حس، تو کجایی گل نرگس؟به خدا آه نفس های غریب تو که آغشته به حزنی است زجنس غم و ماتم، زده آتش به دل عالم و آدم مگر این روز و شب رنگ شفق یافته در سوگ کدامین غم عظمی به تنت رخت عزا کرده ای؟ ای عشق مجسم! که به جای نم شبنم بچکد خون جگر دم به دم از عمق نگاهت. نکند باز شده ماه محرم که چنین می زند آتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه! بیا صاحب این بیرق و این پرچم و این مجلس و این روضه و  این بزم توئی ،آجرک الله!عزیز دو جهان یوسف در چاه ،دلم سوخته از آه نفس های غریبت دل من بال کبوتر شده خاکستر پرپرشده، همراه نسیم سحری روی پر فطرس معراج نفس گشته هوایی و سپس رفته به اقلیم رهایی، به همان  صحن و سرایی که شما زائر آنی و خلاصه شود آیا که مرا نیز به همراه خودت زیر رکابت  ببری تا بشوم کرب و بلایی، به خدا در هوس دیدن شش گوشه دلم تاب ندارد ،نگهم خواب ندارد، قلمم گوشه دفتر غزل ناب ندارد، شب من روزن مهتاب ندارد، همه گویند به انگشت اشاره مگر این عاشق بیچارهء دلدادهء دلسوخته ارباب ندارد...تو کجایی؟ تو کجایی شده ام باز هوایی،شده ام باز هوایی...

گریه کن ،گریه وخون گریه کن آری که هر آن مرثیه را خلق شنیده است شما دیده ای آن را و اگر طاقتتان هست کنون من نفسی روضه ز مقتل بنویسم، و خودت نیز مدد کن که قلم در کف من همچو عصا در ید موسی بشود چون تپش موج مصیبات بلند است، به گستردگی ساحل نیل است، و این بحر طویل است وببخشید که این مخمل خون بر تن تبدار حروف است که این روضهء مکشوف لهوف است، عطش بر لب عطشان لغات است و صدای تپش سطر به سطرش همگی موج مزن آب فرات است، و ارباب همه سینه زنان کشتی آرام نجات است ،ولی حیف که ارباب «قتبل العبرات» است، ولی حیف که ارباب«اسیر الکربات» است، ولی حیف هنوزم که هنوز است حسین ابن علی تشنهء یار است و زنی محو تماشاست زبالای بلندی، الف قامت او دال و همه هستی او در کف گودال و سپس آه که «الشّمرُ ...»خدایا چه بگویم «که شکستند سبو را وبریدند ...» دلت تاب ندارد به خدا با خبرم می گذرم از تپش روضه که خود غرق عزایی، تو خودت کرب و بلایی، قسمت می دهم آقا به همین روضه که در مجلس ما نیز بیایی، تو کجایی ... تو کجایی...


سید حمیدرضا برقعی





نوع مطلب : شعر مذهبی، 
برچسب ها : و این بحر طویل است...،

ارسال شده در تاریخ : جمعه 29 بهمن 1389 :: توسط : محمد علی جعفرزاده



اگر می خواهید از ناحیۀ دعا به جایی برسید، زبان حالتان این باشد: تسلیم خدا هستیم، هر چه بخواهد بکند، بنا داریم عمل به وظیفۀ بندگی کنیم
.


 [در محضر بهجت:1/341]




نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : دعا، خدا، وظیفۀ، بندگی، زبان، ناحیۀ،

ارسال شده در تاریخ : پنجشنبه 14 بهمن 1389 :: توسط : محمد علی جعفرزاده



مردى خدمت امام حسین علیه السلام رسید و عرض کرد: من شخصى گناهكارم و نمی توانم خود را از معصیت نگهدارم مرا پند و اندرزى بده. فرمود: پنج كار را انجام بده و هرچه می خواهی گناه کن:
اول: از رزق و روزى خدا نخور و هر گناهى مایلى بكن! دوم: از ولایت خدا خارج شو، هر گناهى میخواهى بكن. سوم: جایى را پیدا كن كه خدا ترا نبیند سپس هر گناهی میخواهى بكن! چهارم: وقتى ملك الموت براى قبض روح تو آمد او را از خود دور کن و بعد هر گناهى میخواهى بكن! پنجم:
وقتى مالك دوزخ ترا داخل جهنم كرد داخل نشو آنگاه هر گناهى مایلى انجام بده!




نوع مطلب : اخلاق، 
برچسب ها : گناهکار، معصیت، گناهكارم، گناه، ر، خدا، رملك، ملك الموت، مالك، دوزخ،

ارسال شده در تاریخ : سه شنبه 12 بهمن 1389 :: توسط : محمد علی جعفرزاده
( کل صفحات : 35 )    1   2   3   4   5   6   7   ...   
درباره وبلاگ
ازشـــــــــنبه درون خود تلنبار شدیم تا آخـــر پنج شـــنبه تـــکرار شدیم
خیر ســــــرمان منــتــــظــر دیـــداریم جمعه شد و لنگ ظهر بیدار شدیم
.................................
بخون بعد قضاوت کن اشتباه بود بگو درست بود دعا کن .التماس دعا .

مدیر وبلاگ: محمد علی جعفرزاده
منوی اصلی
موضوعات
آرشیو مطالب
مطالب اخیر
نویسندگان
پیوندها
پیوندهای روزانه
صفحات جانبی
برچسبها
آمار وبلاگ
کل بازدید :
بازدید این ماه :
بازدید ماه قبل :
تعداد کل پست ها :
آخرین بازدید :
آخرین بروز رسانی :
جستجو