تبلیغات
جایی برای بازگشت - روش های غلبه بر وسوسه های شیطانی

روش های غلبه بر وسوسه های شیطانی

سه شنبه 21 دی 1389 01:06 ب.ظنویسنده : محمد علی جعفرزاده

 

براستی كه انسان برای راهیابی به سعادت و نجات از شقاوت ابدی راهی سخت در پیش رو دارد. اما دشمن انسان تنها ابلیس و فرزندان او نیست بلكه خواطر نفسانی فیزیكی دیگر از اعداء وجود بشرند.
با این تفاوت كه نفس تنها از یك راه وارد می شود و شیطان از راههای مختلف بر انسان غلبه می كند. از یك راه نشد از راه دیگر.
هوای نفسانی بعد از گناهی كه انسان مرتكب می شود به وجود می آید. عادت به گناه می كند نفس لوامه تضعیف می شود و وسوسه های شیطانی قبل از گناه وارد شده و معمولا شروع كننده گناه شیطان است.
شیطان كارش را گاهی به صورت تدریجی شروع می كند و اگر از ابتداء جلو پیشروی او گرفته نشود به گامهای بعدی می رسد.
باید این را همیشه به یاد داشت كه او قسم یاد كرد كه انسان را اغوا كند همه نوع بشر را جز مخلصین كه شیطان بر آنان تسلطی ندارد. چنانچه پیامبر فرمودند: من شیطانم را مسلم و مطیع و منقاد خود كرده ام.
و یا حضرت سلیمان شیاطین را در قصر به كارهای سخت مثل نظافت- غواصی- بنایی و غیره واداشت.
نامهای شیطان و فرزندان او
به طور كلی می توان شش نام برای شیطان گفت: اول: شیطان- دوم: ابلیس- سوم :حارث یا حرث- چهارم: خناس- پنجم: ابامره- ششم: عزازیل (این نام قبل از طرد شدن و رانده شدن از درگاه احدیت جل و علا متعلق به او بوده است.)
فرزندان شیطان كه هر یك نامی دارند و هر یك گروه های خود را برای گمراهی نوع بشر هدایت و راهنمایی می كنند به ترتیب زیر هستند.
اول: زوال- برای شركت در نكاح و آمیزش حرام
- قفندر: هر كس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غیرت را از آن خانه ببرد.
- رها: مانع بیدار شدن برای نماز شب
- متكون: به صورتهای مختلف ظاهر می شود برای فریب انسانها
- مذهب: به هر شكلی در می آید جز پیامبران و امامان علیهم السلام
- ولهان: وسواس هنگام وضو برمی انگیزد
- اعوذ: صاحب زنا
- مبسوط: صاحب دروغ
- خناس: وعده می دهد و آرزومند می كند و استغفار را از یاد می برد.
و خودابلیس كه اعمال زشت انسان را در نظرش زیبا جلوه می دهد.


اندرزهای شیطان
در روایات آمده كه شیطان تا زمان حضرت یحیی بن زكریا علیهم السلام بر پیامبران وارد می شده و با آنان سخن می گفته است و بعد از آن نیامد.


بعد از طوفان نوح و نفرین حضرت نوح علی نبینا و آله و علیه السلام كه درخواست كرد هیچ دیاری از ستمگران در روی زمین باقی نماند، شیطان به نزد نوح آمد گفت نوح تو حقی به گردن من داری كه در ازای آن حق ترا نصیحتی می كنم، نوح فرمود به خدا پناه می برم كه حقی بر تو داشته باشم. شیطان گفت، برای مدتی كه این مومنین فرزندانی بیاورند من به استراحت می پردازم.زیرا آنان مخلصین هستند و اكنون همه كفار هم از دنیا رفته اند. نوح فرمود نصیحتت چیست؟
شیطان گفت: مرا در سه جا یاد كن و بدان در این سه جا من حتما حضور دارم.
اول: هنگامی كه مرد بیگانه ای با زنی بیگانه با هم خلوت كرده اند من سومین آنها هستم.
دوم: هنگام خشم
سوم: به هنگام قضاوت
حضرت موسی علی نبینا و آله و علیه السلام به شیطان فرمود: مرا آگاه كن از گناهی كه چون آدمیزاد مرتكب شود بر او مسلط شوی
شیطان گفت: هنگامی كه او از خودش خوشش بیاید و عملش را زیاد شمارد و گناهش در نظرش كوچك افتد.
در داستانهایی كه در مورد اغوای شیطان و یاران او آمده است می بینیم كه شیطان به هیچ عنوان از هلاكت انسان دست نمی كشد و خیلی مواقع بزرگان عابدی مانند برصیصای عابد كه از راه شهوت و زن او را گمراه كرد. قارون عابد بنی اسرائیل كه او را از راه توجه به دنیا و جمع مال گمراه نمود و سامری كه از راه شهرت و توجه مردم به خود، به ضلالت كشاند، و یا عابد بنی اسراییل از راه توبه و تقرب بیشتر به حق تعالی او را از راه حق منحرف كرد همه نمایانگر این مطلب است كه همیشه شیطانها راههایی را انتخاب می كنند كه ضعف انسان در آن است.


كارهای شیطان:
- وسوسه: فوسوس الیه الشیطان قال یا آدم هل ادلك علی شجره الخلد (طه 120) بعد از اخراج حضرت آدم از باغ بهشت خداوند از او سؤال می كند چرا گول شیطان را خوردی آدم عرض می كند چون او قسم به خدا یاد كرد گمان نمی كردم كسی به خدا قسم یاد كند و دروغ بگوید.
- زینت دادن گناه: لازینن لهم فی الارض و لاغوینهم اجمعین (حجر 39)
- دزدی ایمان و خراب كردن عمل- نزغ و فسادانگیزی
- وعده دادن به انسان: «ما كان لی علیكم من سلطان الا ان دعوتكم فاستجبتم لی» (ابراهیم- 22)
- مشاركت در اموال و اولاد: «و مشاركهم فی الاموال و الاولاد» (اسراء 65)
- نجوای شیطان كه حواس انسان را به سوی خود جلب می كند «انما النجوی من الشیطان لیحزن الذین آمنوا (مجادله- 10)
- امر به فحشاء و منكر: دشمنی بین مردم با قمار و شراب- هجوم در وقت احتضار
دامهای شیطان:
شهوات نفسانی- لذات دنیوی- عبادت، هواپرستی- زنان (جنسیت و جذابیت های زن ؛ نه خود وجود زن)- دام برای قضا كردن نماز- لذیذ نشان دادن خواب تا نماز فوت شود- تفرقه
گامهای شیطان
گام اول: معاشرت و دوستی با آلودگان
گام دوم: شركت در مجالس آنان
گام سوم: فكر گناه
گام چهارم: ارتكاب مصادیق مشكوك و شبهات
گام پنجم: انجام گناهان كوچك
گام ششم: مراحل ارتكاب كبائر و...
می بینیم كه شیطان گام به گام و مرحله به مرحله پیش می آید تا جایی كه به قول حضرت امام محمد باقر علیه السلام هیچ نقطه سفیدی در لوح دل انسان باقی نماند.
راههای مبارزه
- نماز و صبر: ای كسانی كه ایمان دارید به وسیله صبر و نماز كمك بجویید.
- توبه : مگر كسی كه توبه كند و ایمان آورد و عمل صالح به جای آورد پس خدا بدیهای آنان را به نیكی تبدیل كند كه خداوند آمرزنده مهربان است. (فرقان/ 7)
- انجام عمل نیك : بدرستی كه نیكی ها بدیها را از بین می برد.
- ذكر و یاد خدا «فاذكروانی اذكركم واشكروالی ولاتكفرون»
- توسلات: كه چه كسی می تواند دستگیر انسان شود جز همان هایی كه خداوند برای هدایت بشر و مبارزه با شیطان برایمان فرستاده آن گروه مخلص كه شیاطین وجودشان را به تسخیر خود درآورده اند.
- تفكر و تعقل: گروه هایی كه به دام شیطان افتاده اند همگی كسانی بودند كه از قوای ادراكی خویش و عقل خداداد خود استفاده نكرده اند. «لهم آذان لایسمعون بها و لهم اعین لایبصرون بها و لهم قلوب لایفقهون بها»
در آخر از خدای می خواهیم كه ما را از شر هواهای نفسانی و نواجس شیطانی در پناه خود ایمن دارد و دست ما را از توسل به ریسمان محكم ولایت، محبت اهل بیت جدا نكند و همواره ما را به یاد خود و با عنایت حضرتش از زمره ابرار و نیكان قرار داده، عاقبت ما را نیكو گرداند و در گروه صالحان و محبان حضرات معصومین علیهم السلام محشور گرداند.

لینک منبع
برچسب ها: روش های غلبه بر وسوسه های شیطانی قفندر: هر كس چهل روز در خانه اش طنبور نوازد و غیرت را از آن خانه ببرد. - رها: مانع بیدار شدن برای نماز شب - متكون: به صورتهای مختلف ظاهر می شود برای فریب انسانها - مذهب: به هر شكلی در می آید جز پیامبران و امامان علیهم السلام - ولهان: وسواس هنگام وضو برمی انگیزد - اعوذ: صاحب زنا - مبسوط: صاحب دروغ ، شیطان ، خودابلیس ، اعمال زشت ، مرد بیگانه ای با زنی بیگانه ،
آخرین ویرایش: - -

 
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر